شمارهٔ ۱۱۹ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله
خصم تو روبهست و حسام تو بنگله
با خوی تو نه مشک بکار و نه غالیه
با روی تو نه شمع بکار و نه مشعله
شیرین حدیث شاهی و شیرین مناظره
نیکو خصال میری و نیکو معامله
بر کارهای شیر بتغافل همی زنی
بر کارهای خیر نداری تغافله
از بهر آنکه یکدله بخشی مرا عطا
گویم همه مدیح و ثنای تو یکدله
خشنود از آن شدند همه مردمان ز تو
کز دست تو همیشه درم را بود گله
از درد و رنج راه نپرداختی بمن
چون کردیم پرندوش از زلزله یله
تا لاجرم چنان شدم از آرزوی تو
کز هم همی ندانم سنبل ز سنبله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان شادی و سرور در عید و خوشحالی از فرا رسیدن روزهای خوب میپردازد. شاعر در آن به نیکخواهی و تقسیم خوشیها اشاره میکند و امیدوار است که درهای خوشی بر او باز باشد. همچنین به اهمیت میخوری اشاره کرده و تأکید میکند که غم و ناراحتی را کنار بگذارد و از زندگی لذت ببرد. در نهایت، شاعر با شور و شادی شعر خود را به پایان میرساند و امید دارد که در آینده نیز با دل خوش شعر بگوید.