نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)

شد پیر جهان و شد جوان باده

وز نقش و نگار باغ شد ساده

ناراست بجای لاله بنشسته

سیب است بجای سوسن استاده

آلوده رخان او بخون رز

واکنده دهان این به بیجاده

خورشید زمانه لشگری کورا

هست ایزد کام و آرزو داده

بر تخت نشسته جاودان خرم

با ناز و نشاط و مطرب و باده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ستایش شخص نیکخوی و نیکخواهی او می‌پردازد. او می‌گوید که این فرد در میدان‌های جنگ به عنوان بشیر و در میهمانی‌ها به عنوان ماه درخشان است. او همزمان نماد زیبایی و قدرت است و جانش خالی از بدی و تنش دور از گناه است. دولت و قدرت او به قدری است که باعث می‌شود کاه مانند کوه بلند شود و کوه همچون کاه ناتوان به نظر برسد. شاعر به احساس ناامیدی خود از نبود اسب برای سفر اشاره می‌کند و تنها امیدش به لطف و بخشش این نیکوکار است، زیرا بدون فضل او ممکن است به ورطه سقوط بیفتد.