نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده

تا من نیم آن روی دلارام تو دیده

گر تو به تن و جان و دل و دیده نیائی

سوی تو فرستم دل و جان و تن و دیده

از من به جز آواز و حدیث ایچ نمانده است

تا من نیم آواز و حدیث تو شنیده

تا بی سببی خویشتن از من بکشیدی

گشتم ز غم حجر تو چون زر کشیده

تا هست میان من و تو پرده جدائی

من برده دلم روز و شب و پرده دریده

تا تو بگسستی شدم از خواب گسسته

تا تو ببریدی شدم از خود ببریده

گوئی نبدم رنج فراق تو فرخته

گوئی نبدم ناز وصال تو خریده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های طبیعی و عشق اشاره می‌کند. او از قمر شب و گل‌های خوشبو صحبت می‌کند و به تضاد بین لذت و زهر اشاره می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویری مانند سرو و گلبرگ، زیبایی و شکوه را توصیف می‌کند و به وفا و ستم در عشق می‌پردازد. در نهایت، او به تأثیر هنر و شعر بر احساسات ناخودآگاه اشاره دارد.