شمارهٔ ۱۳۲ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای شاه جهانگیر جهاندار جهانجوی
عید است و لب یار و لب جام و لب جوی
از درد و غمان جان و روان تورها یافت
تو ز انده و اندیشه بیاسای و روان جوی
در شدت همی باد بهار آید گه گاه
بر باد بهاری بستان باده خوشبوی
گه گوی همی باز و گهی صید همی کن
ای تیغ تو چوگان و سر دشمن تو گوی
شمشیر تو چون روی و دل خصم بسوزد
گر خصم تو باشد بمثل زاهن و از روی
چندانت بقا باد بشاهی که تو خواهی
بدخواه تو از بیم تو بگدازد چون موی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و قدردانی از خداوند پرداخته و از نعمتهای او در زندگی صحبت میکند. شاعر از آزادی و خوشبختیای که به واسطهی الطاف الهی به او داده شده، سخن میگوید و تاکید میکند که از دشمنان دوری کرده و تحت حمایت الهی قرار دارد. در نهایت، شاعر آرزوی پایداری و ثبات در این خوشی و آزادی را دارد و از خداوند درخواست میکند که همیشه این نعمتها باقی بمانند.