شمارهٔ ۱۴۰ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای پیشه تو رامش و پیروزی و بهی
گل رفت و لاله رفت و ترنج آمد و بهی
از دست لاله رویان گل بوی و می ستان
بفزای بر ترنج و بهی رامش و بهی
داد تو روزگار ز دولت همی دهد
تو داد روزگار بخوشی همی دهی
کردی ز نام نیک همه شهرها ملا
کردی ز زر و سیم همه گنجها تهی
راه نشاط گیرد و از غم رها شود
آنکس که کمترین رهیت را شود رهی
آن از میان آهن و پولاد سر نهد
گر دست خود به آهن پولاد بر نهی
کارت همیشه بخشش و بخشایش است از آنک
از راز روزگار فرومایه آگهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تأکید بر اهمیت راستگویی و صداقت در زندگی و تلاش برای حفظ این ویژگیها میپردازد. شاعر میگوید که طبیعت انسان از رادی و راستی سرشته شده و هرگونه کژی و نادرستی دور از روح اوست. خداوند راستی را برگزیده و انسان باید همواره به راستکاری و صداقت پایبند باشد. تاریخچهای از شاه فریدون و تلاش او برای ایجاد دانش و دولت صالح ذکر شده و بیان میشود که کسانی که از راه نادرست و فریب به هدف میرسند، در نهایت به نتیجهای مثبت نخواهند رسید. در این دنیای نابسامان، هیچ شاهی از ترس حقطلبی و صداقت دست بر نخواهد داشت. در مجموع، پیام شعر تأکید بر اهمیت راستی و صداقت در زندگی اجتماعی است.