نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای طبع تو سرشته ز رادی و راستی

دور از روان تو کژی و نارواستی

میرا خدای راست سوی راستان بود

زانست راست کار تو دائم که راستی

چیزی که خواست بر تو ندید است خصم تو

بر هرکسی بدیدی چیزی که خواستی

از روزگار شاه فریدون تاکنون

چون او بدین و دانش و دولت تو خاستی

آنانکه از کژی که بحیلت بخاستند

از راستی و داد فروشان نشاستی

اندر جهان فکندی هولی که هیچ شاه

از بیم تو برون نکند دست از آستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و تقدیر از فردی نیکوکار و با انصاف می‌پردازد که در روی زمین از بلای بخل دوری کرده و به سمت خوبی‌ها رفته است. او مانند سروی سرسبز در باغی از نعمت‌ها ریشه‌دار شده و به خوبی‌ها دست یافته است. این فرد به جز رضایت شاه و تحقق آرزوهای دیگران فکر نمی‌کند و هرچه او بخواهد به درستی تحقق می‌یابد. در واقع، هر کلمه و خواسته او تحقق پیدا می‌کند.