شمارهٔ ۳۵ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو باد خزان بر درختان وزید
همه کس بموی خز اندر خزید
هوا گشت تاری و روشن شد آب
جوان گشت پیرو جهان شد شدید
بباغ اندر است آبی و نار و سیب
بجای گل و لاله و شنبلید
نه آواز کبک آید اکنون ز کوه
نه بانک تذرو آید اکنون ز خوید
شده شاخ در باغ زرد و نوان
مگر حمله و ضربت شاه دید
ملک آفریننده تا آفرید
بمردی و دادی چو تو نافرید
بشادی زیاد و همه ساله باد
در خرمی را کف او کلید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف فصل پاییز و تغییرات آن در طبیعت میپردازد. باد پاییزی به درختان میوزد و برگها زرد و درختان خالی میشوند. هوا تاریک میشود و آبی که در باغ وجود دارد، به رنگ میوهها مثل سیب و نار تبدیل میشود. صدای پرندگان مثل کبک و تذرو دیگر به گوش نمیرسد. درختان در باغ زرد و پژمرده شدهاند و نشانههایی از تغییر و گذر زمان به تصویر کشیده میشود. شاعر در پایان به قدرت آفرینش و خوشیهای زندگی اشاره میکند و برای سالهای خوب و پرخرمی دعا میکند.