نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

یاد نیاری ز قندهار وز نو شاد

نیز نگوئی حدیث بصره و بغداد

نام ونشان بهشت کنک نجوئی

گر بنشینی میان لشگری آباد

هست درونش پر از نگار چو دیبا

هست ز بیرونش استوار چو پولاد

همچو سپهر برین بلند ببالا

همچو که بیستون درست به بنیاد

زیر وی اندر چو سلسبیل روان آب

وز بران چون حدیث حور بر انباد

کرد لب جوی او مثال دو صد باغ

یاسمن و نرگس و بنفشه و شمشاد

شاد در او میر لشگری و جهان پیش

تا به ابد یادکار لشگری این باد

سرای دولت و شادی همیشه جای تو باد

همیشه قبله شاهان در سرای تو باد

همیشه تاختن آسمان بسوی تو باد

همیشه تافتن مشتری برای تو باد

بهر کجا که بوی بخت همنشین تو باد

بهر کجا که روی چرخ رهنمای تو باد

جهانیان همه هستند پایدار بتو

سر سران جهان زیر خاک پای تو باد

همه کسی شود از روی دلگشای تو شاد

هزار شادی بر روی دلگشای تو باد

چنانکه پشت و پناه و معین خلق توئی

خدای هر دو جهان ناصر و معین تو باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و شکوه یک سرزمین می‌پردازد که پر از نعمت‌ها و شگفتی‌هاست. شاعر به یادآوری قندهار و بصره و بغداد نمی‌پردازد و به جای آن، بر لذتی که در این سرزمین وجود دارد تأکید می‌کند. وی این مکان را بهشتی می‌داند که درونش پر از زیبایی‌ها و بیرونش مستحکم است. شاعر از چشم‌اندازهای طبیعی، گل‌ها و آرامش و شادی موجود در این سرزمین سخن می‌گوید. او بر اهمیت این مکان به عنوان جایی برای خوشبختی و قدرت اشاره کرده و آرزو می‌کند که این سرزمین همیشه درخشان و محور توجه شاهان باشد. همچنین، او از برکت و قوتی که این سرزمین به مردمش می‌دهد و شادی‌ای که ایجاد می‌کند، یاد می‌کند و دعا می‌کند که خداوند ناصر و یاور این سرزمین باشد.