شمارهٔ ۵۹ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرگه که مرا ز آمدن تو خبر آید
از جان و دلم انده دیرینه برآید
بسیار عنا دیدم در کان گهر من
از بخت همی کانم نزد گهر آید
هر روز من از آمدنت شاد کنم دل
هر روز همی تخم نشاطم ببر آید
اکنون که بداندیش مرا جان بسر آمد
دانم که غم دوری ما هم بسر آید
گر غم بفراق اندر مان بیشتر آمد
شادی بوصال اندر مان بیشتر آید
اکنون که سعادت را بر من گذر آمد
دانم که غم هجر ترا هم گذر آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس شوق و اندوه ناشی از انتظار دیدار معشوق است. شاعر هرگاه خبر از آمدن معشوق به گوشش میرسد، احساس خوشحالی و اندوهی عمیق در دلش بیدار میشود. او به یاد میآورد که در زندگیاش چه عذابهایی دیده و به امید آمدن معشوق، هر روز شادی را در دل خود نیز زنده نگه میدارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که اگر غم فراق بیشتر شود، شادی دیدار نیز میتواند به همان اندازه بزرگتر شود. در نهایت، او به خوشبینی امیدوار است که اگر سعادت به او روی آورد، غم دوری نیز به زودی پایان خواهد یافت.