شمارهٔ ۶۷ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
آذر فرو زو می خور شاها بماه آذر
آیین ماه آذر بوی می است و آذر
باد ابد رد مانده دشمنت چون کمانه
بگذار شادمانه صدا ور مزدو آذر
یک بخشش تو کردن بار دویست گردون
ایمن بزی ز گردون همچون پسر ز مادر
هم بدسگال مالی هم بدسگال مالی
هم با سخا همالی هم باوفا برادر
تو بت جهان برهمن تو باد و خصم خرمن
از هیبت تو دشمن جوشن دهد بچادر
روی عدوت پرچین وز خونش کرده پرچین
از تیغ تو شه چین لرزنده و توایدر
دوری ز بند و دستان با رای و هوش دستان
با زور پور دستان با فر و یال نوذر
گر خلق بی توانی دانا شود تو آنی
بگذار تا توانی گیتی بناز و بگذار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف و ستایش ماه آذر و جشنهای مربوط به آن میپردازد. شاعر از بوی خوش می و شادی در این ماه سخن میگوید و همچنین به قدرت و شجاعت اشاره میکند. او دشمنان را به چالش میکشد و بر وفاداری و دوستی تأکید میکند. در نهایت، شاعر از قدرتمندی، هوش و زیبایی سخن میگوید و آرزو میکند که در غیاب خودش، دیگران توانمند و دانا شوند و از زندگی لذت ببرند.