شمارهٔ ۶۹ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ایا ز عز و شرف تاج برنهاده بسر
زمانه بر ده همه عمر دشمنانت بسر
اگر بجای پسر دختر آیدت چه زیان
که دختر چو تو باشد به از هزار پسر
اگر شهی را باشد دو صد پسر همه شیر
یکی بود که سزد افسر پدرش بسر
نه دختری ببر تخت ملک چهر آراست
که بر بساطش بوسید گوهر اسکندر
تو روزگار بدیدی بمان و خندان باش
که روزگار نشاندت دو تا جور در بر
همیشه تا مه و خور بر فلک دهند فروغ
ز رامش و طرب و عیش در جهان برخور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به موضوع شرف و ارزشهای انسانی پرداخته میشود. شاعر به این نکته اشاره میکند که داشتن دختر به اندازه پسر ارزشمند است و دخترانی که به زیبایی و فضیلت مشهورند، ممکن است از پسران نیز برتر باشند. همچنین، شاعر بر اهمیت شادی و زندگی مثبت تاکید میکند و توصیه میکند که در برابر مشکلات و سختیهای روزگار، باید آرامش و خنده را حفظ کرد. در نهایت، بر لزوم استفاده از لذتها و زیباییهای زندگی تأکید میشود.