نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۵ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بسته جفا با دل و گشته ز وفا دور

کرده دل من زار بقول و سخن زور

قول تو نوازم چو مرا دارد غمگین

فعل تو مرا همچو ترا دارد رنجور

گفتم بنهم بر دگری نام تو آخر

تا چون تو نباشد بهمه شهری مشهور

گر نام بدیرا ببهی بر بنهندی

زود این ز بهی دور شدی آن ز بدی دور

بر سنگ سیه نام نهادندی یاقوت

بر خاک سیه نام نهادندی کافور

گل را بنگارند ولیکن ندهد بوی

مه را بنگارند ولیکن ندهد نور

نه حور شود دیو گرش نام نهی دیو

نه دیو شود حور گرش نام نهی حور

زینراه برون آی زاین اسب فرود آی

تا گنج بلا را نبود جان تو گنجور

ما یکدگران را بنوازیم و بسازیم

هر دور یکی رامش و هردو یکی سور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دل شکستگی و وفای از دست رفته است. شاعر به محبوب خود می‌گوید که عشق او باعث رنج و اندوه او شده و از خیانت و فاصله‌ای که بین آنها افتاده، گله‌مند است. او به این نتیجه می‌رسد که اگر بخواهد نام محبوبش را فراموش کند و به دیگری عشق ورزد، شاید بتواند آرامش یابد. اما در نهایت به این نکته اشاره می‌کند که نام چیزها و وجود آنها به خودشان وابسته نیست و باید از درد و غم خود بیرون بیاید. شاعر به اهمیت همدلی و محبت در بین انسان‌ها اشاره می‌کند و به این امید که بتوانند یکدیگر را نوازش کنند و به جشن و شادی بپردازند.