شمارهٔ ۸۱ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خزان ببرد بهاء همه بهار ز باغ
ز برگ زرد بدینار زرد ماند راغ
چراغ شمس فلک زیر دود گشت نهان
شد از ترنج همه باغ پر ز شمع و چراغ
شمال سرد پدید آمد و پدید آورد
چهار چیز بجای چهار چیز بباغ
بجای نرگس سیب و بجای سوسن نار
بجای نسرین آبی بجای بلبل زاغ
هوا پر آتش و دود است ظن بری که مگر
همی نهد بر اسبان میر گیتی داغ
خدایگان جهان لشگری که تیغ و کفش
ز جنگ و جود نخواهد بهیچ وقت فراغ
جدا مباد سه چیز از سه چیز او شب و روز
ز تن سلامت و از دل خوشی ز دست ایاغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تغییرات فصلی و اثرات آن بر طبیعت و زندگی اشاره میکند. خزان به باغ بهار پایان میدهد و برگهای زرد نشاندهندهٔ یأس و ناامیدی هستند. با ظهور شمال سرد و جانشینی گلها با میوهها و پرندهها با زاغها، زیبایی بهار به زمستان تبدیل میشود. هوای آلوده و دودی نشاندهندهٔ تحریکات زندگی و جنگ است. شاعر تأکید میکند که برخی چیزها از انسان جدا نخواهند شد، از جمله سلامتی و شادی، و یادآور میشود که اینها ارزشمندترین داراییهای زندگی هستند.