نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بوصل اندرون یافتم کام خویش

رهاندم ز دام غم اندام خویش

نشستم چنان چون همی خواستم

به آرام دل با دلارام خویش

نمودم بدو روی گلرنگ خویش

نمود او بمن روی گلفام خویش

ایا کام من دیدن روی تو

همی یابم از روی تو کام خویش

دل از دام هجر تو کردم رها

کشیدم ترا شاد در دام خویش

ازین خوبتر چون بود روزگار

که دیدم جهان زیر صمصمام خویش

بزیر زمین برد بدخواه را

برآورد بر آسمان نام خویش

بهنگام خویش آنچه من کرده ام

نکرده است خسرو بهنگام خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ احساس شادمانی و آرامش شاعر است که از دیدن محبوبش به دست آورده است. او از غم و اندوه گذشته رها شده و اکنون در کنار کسی که دوستش دارد، احساس خوبی دارد. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و از این‌که توانسته به آرزوی خود برسد، ابراز خوشحالی می‌کند. همچنین، او به قدرت و تأثیر خود بر دیگران اشاره می‌کند و به دستاوردهایش در برابر بدخواهی‌ها افتخار می‌کند. در نهایت، شاعر از این که در زمان مناسب کارهایی انجام داده که دیگران نتوانسته‌اند، رضایت دارد.