شمارهٔ ۸۳ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ایا چراغ شهان جهان امیر اجل
بدست مایه پیروزی و بتیغ اجل
بابر و دریا ماند بنانت گاه سخا
ببرق و صاعقه ماند سنانت گاه جدل
بدانش ودهش و جود و داد و دولت و دین
نیافرید عدیلت خدای عز و جل
دلیل دولت و بختست و جای شکر و سپاس
کنون بجای نیا یادگار میر اجل
اگر بشد پسری ده دهد خدای عوض
و گر بشد خلقی صد دهد خدای بدل
تو چرخ دولتی و هم بر تو ناز و نشاط
مباد دور ز نزدت نشاط و ناز و دول
نه چرخ را بود از جستن شهاب زیان
نه شاخ را رسد از رفتن شکوفه خلل
همیشه تا بفلک بر زحل بقا دارد
همیشه تا بزمین بر بود ثبات جبل
ثبات ملکت تو چون جبل بود محکم
بقای دولت تو بر دوام همچو زحل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و وصف صفات خوب یک حاکم میپردازد. شاعر از او به عنوان "چراغ شهان جهان" یاد میکند و او را نماد پیروزی و قدرت میداند. ویژگیهایی مانند دانش، بخشش، عدل و دین را از علامات او میشمارد و بر این باور است که دولت و بخت به او وابستهاند. شاعر از خدای عز و جل درخواست میکند که برکت و نیکیهای او را حفظ کند و اگر فرزندی به او بدهد، آن را نشانهای از ادامهی نیکیها بداند. همچنین، ثبات و استحکام حکومت او را با کوه و سیارات مقایسه میکند و بر ماندگاری دولت او در زمان تأکید میکند.