شمارهٔ ۸۵ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ای بکریمی چو ابر دختر شاه کریم
ماهت خاک قدم ملکت واصلت قدیم
گرچه گرامی است سیم ورچه عزیز است زر
نزد تو خوار است زر نیز ذلیلست سیم
بی بدلی در جهان چونان گوگرد سرخ
بی عوضی در مهان چو نان در یتیم
هست رضای تو راست همچو رضای خدا
هست کلام تو پاک همچو کلام کلیم
از دل تو چاکران همیشه امیدوار
از دل تو دشمنان همیشه با ترس و بیم
هرکه ترا نیکخواه نیکوئی او را دلیل
هرکه ترا بدسگال ندامت او را ندیم
ز مهر تو بی درم ولی همیشه غنی
ز کین تو بی سقم عدو همیشه سقیم
نعمت ناز و نعیم سپاس دارم ز تو
گر تو ببخشی به من نعمت باغ نعیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و توصیف زیبایی و مقام یک دختر خواجۀ بزرگ (شاه)، میپردازد. شاعر او را مانند ابرهای رحمت میداند که درخشندگی و ارزشش از همه چیز بالاتر است. هرچند طلا و نقره باارزشاند، اما در کنار او بیارزش به نظر میرسند. او را پاک و رضایتش را معادل رضایت خداوند میداند. دل دوستانش همیشه امیدوار و دل دشمنانش پر از ترس است. این شعر در نهایت، سپاسگزاری شاعر از نعمتها و رحمت های او را نشان میدهد و خواستار بخشش و برکات بیشتر از اوست.