نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۱ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نهادم بر جدائی دل نهادم

نیایی تا تو باشی نیز یادم

شکیبائی ببستم با دل خویش

در شادی بروی اندر گشادم

فراوان اوفتادم در غم عشق

تو پنداری که این بار اوفتادم

رها کردم بصبر از هر کسی دل

جفا و جور کس را تن ندادم

نهادم قفل خرسندی بدل بر

به تیمار فراقت دل نهادم

اگر چون ذره گردم در فراقت

نخواهم کاورد سوی تو با دم

فراوان محنت عشقت کشیدم

فراوان بر جفاهات ایستادم

نجستی تا بدی یک روز مهرم

نکردی تا بری یک روز یادم

نورزم بیشتر زین صحبت تو

نه از بهر جفاهای تو زادم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از جدایی و درد عشق سخن می‌گوید. او تصمیم به جدایی گرفته و به خود وعده می‌دهد که دیگر یاد معشوق را نکند. با این حال، او از غم عشق رنج می‌برد و می‌گوید که هرگز به خاطر سردی و بی‌محبتی معشوق به او نمی‌خواهد برگردد. شاعر اشکالات و جفاهایی که از سوی معشوق دیده را می‌پذیرد و می‌گوید که تا به حال با صبر و تحمل با این مشكلات مواجه شده است. او به این نتیجه رسیده که گفت‌وگو و صمیمیت با معشوق برایش دردسرساز بوده و از آن فاصله می‌گیرد.