شمارهٔ ۸۸ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
آرزومند روی جانانم
برود زار زو همی جانم
آرزو را و درد دوری را
بجز از صبر چیست درمانم
همه چیزی همی توانم کرد
صبر کردن بهجر نتوانم
بر غم و درد من بس است گوا
رنگ رخسار و آب مژگانم
دل بدادم بدوست خویش بطبع
تا دل از دوست باز بستانم
ظن خطا شد مرا در آن مه روی
دل بدادم کنون پشیمانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره آرزو و درد دوری از محبوب است. شاعر از دل تنگی و رنجی که به خاطر فاصلهاش با معشوق تحمل میکند، صحبت میکند. او میگوید که تحمل این درد برایش بسیار سخت است و تنها راه درمانش صبر است. اما در عین حال، این صبر نیز برای او دشوار شده و نمیتواند بیش از این به آن ادامه دهد. او همچنین به اشتباهی که در مورد محبوبش کرده و پشیمانی از دل دادن به او اشاره میکند. در واقع، شاعر در تلاش است تا با بیان احساساتش، غمش را به تصویر بکشد و نشان دهد که چگونه عشق و دوری از محبوبش او را آزار میدهد.