نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بوستان زرد شد ز باد خزان

تا هوا سرد شد ز باد بزان

گشت رنگ رزان چو رنگ زریر

ناگذشته بدست رنگ رزان

میغ زی دست شه نهاده ز کوه

همچو کوره سرای خشت پزان؟

شهریار جهان نشسته بناز

دل ربوده بجود ازین و ازان

دشت کرده ملا ز خون عدو

جام کرده ملا ز خون رزان

شاد و بی غم زیاد و دائم باد

کژدم غم دل عدوش گزان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، فصل خزان و تأثیر آن بر طبیعت توصیف شده است. باد خزان سبب زرد شدن بوستان و سردی هوا شده است. رنگ رزان به زیبایی خورشید می‌ماند و در این میان، میغی که بر کوه نشسته شبیه کوره‌ای است که خشت‌ها را می‌پزد. همچنین، شهریار جهان با ناز و دلربایی‌اش، دل‌ها را به خود جلب می‌کند. در دشت، ملاها از خون دشمن و رزان خود جام می‌سازند و با شادمانی زندگی می‌کنند و غم را مانند کژدنی از دل خود دور می‌کنند.