شمارهٔ ۱۸ - در مدح و مطالبه پرداخت حوالتی قوامی رازی
قوامی رازی / دیوان اشعار / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای مهی کز تو نور دین زاید
شخص تو قدر و قدرت افزاید
پیش رای تو رایت خورشید
از فلک روی بر زمین ساید
بسته دارد ز شوق تو کمری
کان کمر طوق آسمان شاید
قلم از دست تو نگارگری است
که سرش روی دولت آراید
تا بود با تو آن قلم ما را
حاصل آید هر آنچه می باید
هر که با خدمت تو پیوندد
از همه رنجها برآساید
باد بر جایگاه دولت تو
تا ز خورشید روشنی زاید
چون فرامرز خط نبشت به تو
تا مرا کار بسته بگشاید
خط او با منست و من بی سیم
رای سامی درین چه فرماید؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی شخصیت و قدرتی است که از وجود یک فرد الهی (شخصی که به او احترام میگذارد) ناشی میشود. او را به عنوان منبع نور دین و قدرت معرفی میکند و به تأثیر مثبت او بر زندگی و خوشبختی دیگران اشاره دارد. از نظر گوینده، ارتباط با این شخص باعث آسایش و رهایی از رنجها میشود و برکتی در زندگی ایجاد میکند. همچنین به اهمیت نوشتن و هنر نگارگری اشاره کرده و نشان میدهد که این هنر میتواند به تحقق اهداف و خواستهها کمک کند. در نهایت، گوینده ابراز میکند که ارتباط با این شخص میتواند مشکلها را حل کند و امید به روشنایی و روشنی در زندگی را افزایش دهد.