شمارهٔ ۷۵ - در غزل است قوامی رازی
قوامی رازی / دیوان اشعار / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
باتو خواهیم ویحک ای دلبر
غم بسیار و اندک ای دلبر
بندگانند ناخریده تو را
عاشقان تو یک یک ای دلبر
نعل اسب تو بر سپهر شدست
ماه راتاج تارک ای دلبر
عارضت خط نو پدید آورد
باد بر تو مبارک ای دلبر
آرزوی جهان و راحت جان
از تو یابند بی شک ای دلبر
بی جمال تو لحظه ای بودن
نتوانند ویحک ای دلبر
وقت خوش کرده ای قوامی را
طیب الله عیشک ای دلبر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید و ستایش از یک دلبر میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق به این دلبر برای همیشه در دلها جا دارد و او را برتر از همه میداند. همچنین زیبایی و جذابیت دلبر به حدی است که هیچکس نمیتواند بدون او لحظهای خوش بگذرانند. در پایان، شاعر از خوشیهایی که دلبر به انسانها میبخشد، سخن میگوید.