نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱ - در غزل است قوامی رازی

قوامی رازی / دیوان اشعار / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

خوشتر ز عشق خوبان، اندر جهان چه باشد

هرکس که عشق ورزد، زر از گزر تراشد

باغی است عشقبازی که اندر بهار شادی

هم ابر در فشاند، هم باد مشک پاشد

از درد عشقبازان، وز ناز خوب رویان

بلبل همی خروشد، گل رخ همی خراشد

ای دلنواز شیرین، از عاشقان مشفق

خوشدلتر از قوامی،دانی که کس نباشد

یک ناز را دو منت، برخود نهیم زیرا

عذرا کشیم نازت، عذرا یکی دو باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لذت عشق می‌پردازد و بیان می‌کند که عشق به افراد خوب در این جهان از هر چیز دیگری خوش‌تر است. هر فردی که عاشق باشد، مانند طلا از آتش عبور می‌کند و خالص می‌شود. همچنین به بهار اشاره شده که عشقبازی را به باغی شاداب شبیه می‌کند که در آن هم ابر باران می‌بارد و هم باد خوشبو می‌وزد. در این دنیای عشق، بلبل به خاطر درد عاشقان و زیبایی معشوقان برای گل‌ها می‌خواند. شاعر به معشوق خود می‌گوید که هیچ چیز شیرین‌تر از قوامیدان او نیست، و از ناز و دل‌نوازی‌اش قدردانی می‌کند. در نهایت بیان می‌شود که حتی یک ناز هم ارزشمند است و هر دو طرف باید از آن لذت ببرند.