شمارهٔ ۸۷ - در غزل و اشارت باسم خواجه علی ضراب است قوامی رازی
قوامی رازی / دیوان اشعار / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بپیچ سنبل اندر تاب داری
میان نرگس اندر خواب داری
دل از عشق تو چون قندیل دارم
که روی از حسن چون محراب داری
دلم بیتاب گشت و دیده پرآب
که زلف و رخ بتاب و آب داری
شفا از بوسه تو یافت جانم
همانا در دو لب جلاب داری
شدستی شرمگین تا از بنفشه
طراز لاله سیراب داری
تو را منشور حسن اکنون درست است
که طغرا«ئی» ز مشک ناب داری
اگر تو ماهی ای دلبر چرا پس
مرا رخساره چون مهتاب داری
قوامی خاکپای تو است اگر تو
سر خواجه علی ضراب داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او دلش را به تمثال زیبای معشوق تشبیه کرده و احساسات عمیق خود را با تصاویری از گلها و زیباییهای طبیعی بیان میکند. شاعر به شوق و اشتیاق خود اشاره میکند و از اثری که بوسهها و حضور معشوق بر جانش دارد، سخن میگوید. همچنین او زیبایی معشوق را با زیبایی ماه و دیگر جلوههای طبیعی مقایسه میکند و در نهایت به بیان عواملی که او را به عشق واداشته، میپردازد. احساسات عاشقانه و زیباییهای درونی و بیرونی معشوق در این شعر به زیبایی تصویر شدهاند.