شمارهٔ ۱۰۰ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به دریا خویش را تا لا نبینی
به دامان لولوء لالا نبینی
نهان در سینه چند ای گوهر دل
صدف تا نشکنی دریا نبینی
اگر مجنون شدی چندانکه پوئی
به جز لیلی در این صحرا نبینی
بسوی ما نکو بنگر که دیگر
نشانی در جهان از ما نبینی
چه آمد بر سر از عشقم که در وی
سر موئی بجز سودا نبینی
دلا دیوانگی کن ور نه زنجیر
از آن زلف سیه بر پا نبینی
اگر پروانه سان پرها نسوزی
جمال شمع بی پروا نبینی
نشان از آن کمر وقتی بیابی
که خود را در میان پیدا نبینی
بیا ساقی که بی آن چشم مخمور
مرا جز اشک در مینا نبینی
غبارا چشم بینائی بدست آر
که در لالا به جز الّا نبینی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عواطف عمیق عاشقانه و چالشهای آن اشاره دارد. شاعر به مخاطب خود میگوید برای دیدن زیباییها و حقیقتها، باید در جستجوی عمیقتری باشد. او تأکید میکند که برای درک عشق و زیبایی، باید از محدودیتها و موانع عبور کرد. در ادامه، شاعر به دیوانگی به عنوان راهی برای درک عواطف و زیباییها اشاره میکند و میگوید که تنها در عمق احساسات میتوان حقیقت را دید. به طور کلی، شعر به جستجوی عشق و درک عمیقتری از زندگی و احساسات انسانی میپردازد.