نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ غبار همدانی

غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بغیر از باده داروی طرب چیست

بیا ساقی تعلّل را سبب چیست

به می ده هرچه داری تا بدانی

به گیتی حاصل رنج و تعب چیست

گره بگشا ز ابرو چون زدی تیر

به صید بسمل این قهر و غضب چیست؟

که خواند از نقش موجودات حرفی

که میداند که چندین بوالعجب چیست؟

طبیبان درد بی درمان پسندند

به تاب عشق باید سوخت تب چیست

تو بیدردی طبیبان را چه جرم است

تو در خوابی گناه مرغ شب چیست

به پا تا نشکنی خار مغیلان

چه دانی ذوق صحرای طلب چیست

غبار از حسرت آن لعل لب دوش

به دندان جان فشردی دست و لب چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به پرسش‌هایی درباره زندگی و عشق می‌پردازد. او به ساقی می‌گوید که چرا باید در نوشیدن باده تعلل کرد و می‌خواهد بداند که نتیجه رنج و تلاش در زندگی چیست. همچنین از عشق و دردهای آن سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که برای درک عشق و زیبایی‌ها، باید از موانع عبور کرد. در نهایت، شاعر از حسرت و تمایل به زیبایی‌ها گله می‌کند و می‌پرسد که چرا در زندگی باید این حسرت را تحمل کرد. این شعر، توصیفی از جستجوی معنا و زیبایی در زندگی است.