نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ غبار همدانی

غبار همدانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر مشامم بوی جانان می‌رسد

بر لبم جان پای‌کوبان می‌رسد

نامده بیرون بشیر از شهر مصر

بوی پیراهن به کنعان می‌رسد

بر مشامم همره پیک صبا

بوی آن زلف پریشان می‌رسد

شست برنگرفته از یک چوبه تیر

بر دلم صد زخمه پیکان می‌رسد

مشنو ای جان از غبار ار زانکه گفت

درد مشتاقان به درمان می‌رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حس عمیق عشق و longing شاعر است. شاعر از بوی معشوقه‌اش صحبت می‌کند و احساس می‌کند که عطر او به مشامش می‌رسد. او به یاد معشوق خود در اولویت‌های خود غرق شده و هر لحظه حس می‌کند که درد و آرزوی دیدار او بر دلش سنگینی می‌کند. شاعر نیز به این نکته اشاره می‌کند که اگرچه راهی dài برای رسیدن به معشوق وجود دارد، اما این عشق و درد می‌تواند به درمانی برای قلب‌های مشتاق تبدیل شود.