شمارهٔ ۶ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر خورم گرداب سان دریای آب
باز ننشیند دلم از التهاب
سخت دلتنگم بگو مطرب سرود
سخت مخمورم بده ساقی شراب
از لب لعلت نمک باید که گشت
مرغ دل از آتش هجران کباب
گر محاسب باز عشق تند خوست
پاک خواهد بود در محشر حساب
ناگزیر آمد ولی طرفی نبست
سایۀ مسکین ز وصل آفتاب
مانده ام با اضطراب موج عشق
بر سر دریای حیرت چون حباب
گر زمن پرسی سرای می فروش
گویم آنجا رو که دیوارش خراب
گریم و ترسم که باشد گریه ام
پیش یار سنگدل نقشی بر آب
دوش میدیدم که پیر معنوی
می سرود این نغمه را خوش با رُباب
آنکه کشتی راند در خون قتیل
موج اشک ما کی آرد در حساب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساساتی عمیق از عشق و اندوه است. شاعر در حال توصیف اضطراب و دلتنگی خویش است و به ناتوانی در آرامش در دنیای پر از التهاب عشق اشاره میکند. او با آرزوی نوشیدن شراب و گوش سپردن به نغمهای از یک مطرب، به دنبال تسکین دردهای ناشی از جدایی و هجران است. همچنین، اشاره به حسابرسی در روز قیامت و یادآوری مظلومیت خود در این عشق، نشاندهنده عمیقترین احساسات و دردهای روحی اوست. در نهایت، شاعر از حال و روز خودش در میان امواج عشق و حیرت سخن میگوید و با ذکر تصویرگری از اشک و گریه، بر عمق غم و اندوه خود تاکید میکند.