نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ غبار همدانی

غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از کوی نیک نامی باید قدم کشیدن

یا خط عاشقی را بر سر قلم کشیدن

گر او جفا پسندد بر عاشقان مسکین

ما نیز می پسندیم از وی ستم کشیدن

ابرو کمانم ار تیر بر قصد جان گشاید

دلکش‌تر آید از وی ابرو بهم کشیدن

واعظ برو که ما خود از توبه توبه کردیم

در کفر عشق رسم است دم از بدم کشیدن

از جور او شکایت کفر است زانکه در عشق

شرط صمد پرستی است ناز صنم کشیدن

پیر مغان به جامم یک جرعه بادۀ ناب

افکند و فارغم کرد از جام جَم کشیدن

تا از عنایت دوست پشت و دلم قوی شد

بر پشت من شد آسان بار ستم کشیدن

گر پرده های گیسو از چهره برگشاید

بر حرف آفرینش خواهد قلم کشیدن

گر گندمی ز خالت افتد به دست آدم

آسان نماید او را پای از ارم کشیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و زیبایی معشوق پرداخته و بیان می‌کند که برای رسیدن به عشق و نیک نامی باید تلاش و سختی کشید. او از ستم‌هایی که معشوق بر عاشقان می‌کند، نهراسیده و حتی آن را می‌پسندد. شاعر می‌گوید که زیبایی معشوق به اندازه‌ای دلنشین است که تحمل زخم‌های عشق آسان می‌شود. او همچنین از واعظ می‌خواهد که در مورد توبه و کفر عشق سخن نگوید، زیرا در عشق واقعی تحمل سختی‌ها طبیعی است. در نهایت، شاعر به لذت‌های ناشی از عشق و جمال معشوق و تاثیر آن‌ها بر روح و روان اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که عشق می‌تواند بار سنگین و رنج‌ها را به آسانی تبدیل به خوشی کند.