شمارهٔ ۱۰۲ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خرم دلی که در خم زلف تو جا گرفت
آسوده آنکه خانه به کوی بلا گرفت
خاک درت ز رشک نهفتم به آب چشم
تا چشم غیر، روشنی از توتیا گرفت
تیر تو سر فرود نیارد به هیچ صید
مرغ دلم خدنگ ترا در هوا گرفت
خلقی اسیر تهمت و من مجرم وفا
در قید او نماند کسی، تا مرا گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف عشق و دلدادگی خود میپردازد. او از دلخوشیاش در نزدیکی معشوق میگوید و از غم و اشتیاقی که برای او دارد. همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و چگونگی تأثیر او بر دل و جانش را توصیف میکند. شاعر به احساساتی از جمله وفا و گناه اشاره میکند و به نوعی از محدودیتها و چالشهای عشق سخن میگوید. در مجموع، این اشعار نشاندهنده عمیقترین احساسات و تجربههای عاشقانه شاعر است.