نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

من لبالب آروز، لیک آرزوی دل یکی‌ست

عالمی پر از شهید و غمزه قاتل یکی‌ست

خواه سوی کعبه رو خواهی ره بتخانه گیر

کوی عشق است این به هر جا می‌روی منزل یکی‌ست

نه ز هجران خسته دل گردیم نی از وصل خوش

موج دریاییم ما را لجه و ساحل یکی‌ست

وادی عشق است اینجا ساربان آهسته ران

هر قدم مجنونی افتاده‌ست اگر محمل یکی‌ست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را درباره عشق و آرزوها بیان می‌کند. او می‌گوید که همه آرزوها و آلام انسان‌ها به یک حقیقت مشترک برمی‌گردد. هرجا که برویم، خواه به کعبه یا بتخانه، عشق در همه جا حضور دارد و مقصود واحدی است. او به نوعی از نبودن و وصال سخن می‌گوید، به این معنا که ما برخلاف هجران و وصال، مانند امواج دریا هستیم که هیچ تفاوتی بین لجه و ساحل وجود ندارد. در پایان، او خاطرنشان می‌کند که در وادی عشق، هر قدمی که می‌زنیم، نشانه‌ای از دیوانگی است و همه ما در یک مسیر مشترک حرکت می‌کنیم.