نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایام بهارست و هوای چمنم نیست

شادم به غمت ذوق گل و یاسمنم نیست

گر شور قیامت شود از خاک نخیزم

چون غنچه سر نشو و نما در کفنم نیست

چون گلشن تصویر، گلم بوی ندارد

با آنکه گل ساخته‌ای در چمنم نیست

چون عکس در آیینه گهی، گاه در آبم

بیرون ز دل صاف‌ضمیران وطنم نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از بی‌حوصلگی و غم خود در فصل بهار صحبت می‌کند. او می‌گوید که حتی در شادی بهار، به خاطر غم و اندوه، احساس خوشحالی ندارد. با وجود زیبایی‌های طبیعت و گل‌ها، او نمی‌تواند از آن‌ها لذت ببرد، زیرا در دلش غمی عمیق وجود دارد. او خود را به مانند گلی می‌داند که در چمن وجود ندارد و نمی‌تواند به زیبایی‌های زندگی پاسخ دهد. شاعر احساس دوری از وطن و جامعه را هم بیان می‌کند و در نهایت تصویر می‌کند که از جنبه‌های زیبای زندگی دور است.