نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

مُردم ز بیخودی، بت خودکام من کجاست

بی‌صبری‌ام ز حد بشد آرام من کجاست

دوران به سر رسید و دل من نیارمید

یاران خبر دهید دلارام من کجاست

بگداختم ز ناله بلبل درین بهار

ای باد صبح، سرو گل‌اندام من کجاست

زاهد تو فارغی، ز من اوضاع دین مپرس

من کافر محبتم اسلام من کجاست

دیگر دلم ز صحبت آسودگان گرفت

آشوب شهر و فتنه ایام من کجاست

قدسی اگر نه‌ای ز فراموش‌گشتگان

در نامه‌ای که کرده رقم، نام من کجاست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حسرت شاعر به محبوب و احساس بی‌قراری اوست. او در جستجوی معشوق خود است و در عین حال از وضعیت کنونی خود ناراضی و دلتنگ است. شاعر از حس تنهایی و بی‌حوصلگی صحبت می‌کند و به یاد ایام خوش گذشته و ارتباط نزدیک با محبوبش می‌افتد. علاوه بر این، او به وضع دینی و اجتماعی خود و بی‌توجهی زاهدان اشاره می‌کند و از درد دل خود، آه و ناله می‌کند. در نهایت، شاعر از فراموشی و دوری خود از محبوبش گله‌مند است و خواهان بازگشت و یادآوری اوست.