نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

با شمع چو پروانه به محفل نتوان رفت

هرجا که رود دل ز پی دل نتوان رفت

خون می‌مکد از تیغ شهادت لب زخمم

تا بر اثر خون پی قاتل نتوان رفت

هر گوشه لبی پر ز فغان است درین راه

بر صوت جرس از پی محمل نتوان رفت

گر کعبه مقصد طلبی تن به قضا ده

کاین راه به اندیشه باطل نتوان رفت

نقش مژه از صورت پا گر نشناسی

در بادیه عشق به منزل نتوان رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان دشواری‌های عشق و جدایی می‌پردازد. شاعر به استفاده از تمثیل پروانه و شمع، نشان می‌دهد که نمی‌توان به محفل محبوب رسید بدون اینکه خطر سوزش را بپذیریم. او اشاره می‌کند که دل نمی‌تواند به دنبال دل برود و در عین حال از زخم‌ها و جراحات ناشی از عشق و شهادت می‌گوید. همچنین، او تأکید می‌کند که در این مسیر پر از فریاد و جریحه‌های روحی، نمی‌توان به سادگی ادامه داد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که کسانی که در جستجوی کعبه (نماد عشق و حقیقت) هستند، باید به قضا و قدر تن بدهند، زیرا این مسیر به اندیشه‌های غلط منتهی نخواهد شد و شناخت واقعی عشق در این راه دشوار است.