نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هرچند در میانه اخوان تمیز نیست

داند خرد که مصر سخن بی عزیز نیست

سررشته سخن همه چیز آورد به دست

چون بنگری برون ز سخن هیچ چیز نیست

آگه ز حال سوختگانت که می‌کند؟

شمع از میانه رفته و پروانه نیز نیست

نقد حیات خود به هوس می‌دهی ز دست

ورنه بهای کون و مکان یک پشیز نیست

اوراق ساده تا بود و کلک عنبرین

زنهار غم مخور که غلام و کنیز نیست

بنمای ای فلک که درین بوستان‌سرای

در غورگی کدام هنرور مویز نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به فلسفه زندگی و ارزش‌های معنوی اشاره می‌کند. او می‌گوید که در زندگی چیزی ارزشمندتر از دانش و خرد وجود ندارد و همۀ چیزها در کلام و سخن خلاصه می‌شود. او همچنین به شکست‌ها و ناامیدی‌های دیگران اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که نباید زندگی را به هوس‌های زودگذر فروخت، چرا که ارزش واقعی وجود انسان قابل قیاس با چیزهای مادی نیست. در نهایت، شاعر از فلک می‌خواهد تا نشان دهد که در این دنیا حقیقت و هنر واقعی کجاست و از وجود اشیاء بی‌ارزش و مشغولات بی‌فایده حذر کند.