شمارهٔ ۱۳۲ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر جرعهنوش عشق، بجز خون حلال نیست
زان رو به دل ز خوردن خونم ملال نیست
خون مرا بریز که در شرع دوستی
خونریختن شهید وفا را وبال نیست
کار دل است پر مزن ای طایر حرم
پرواز بوستان محبت به بال نیست
دلدوختن به وعده معشوق بیوفا
جز آرزوی خام و خیال محال نیست
رضوان که میستود گلستان خویش را
انصاف داد خود که چو بزم وصال نیست
در باغ تا ز داغ جگر پنبه کندهای
قدسی چه گل که در عرق انفعال نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و فداکاری در روابط انسانی پرداخته و تأکید میکند که عشق حقیقی تنها با صداقت و فداکاری معنا پیدا میکند. شاعر میگوید که در عشق، تحمل سختیها و sacrifi کردن لازم است و انکار این حقیقت به معنای سرودن آرزوهای توخالی است. همچنین او بیان میکند که دوستی و نزدیکی واقعی به معشوق بیوفا تنها توهمی است و درک عمیقتری از عشق، پذیرش درد و رنج ناشی از آن است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در دنیای عشق، زیباییها به راحتی به دست نمیآیند و عشق واقعی نیازمند قربانی کردن و تحمل درد است.