شمارهٔ ۱۴۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دستم ز جام عکس می لالهگون گرفت
گل چیدم آنقدر که کفم رنگ خون گرفت
ممنون دُرد و صاف حریفان نمیشود
چون نرگس آنکه ساغر خالی، شگون گرفت
از اشک بیملاحظه مرغان باغ را
این شرم بس که دامن گل رنگ خون گرفت
چون مهر در رگ همه کس جای کردهام
قدسی شکست رنگ مرا هرکه خون گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و مفاهیم عمیق، به احساسات و تجربیات انسانی اشاره میکند. او با دست زدن به گل لاله و چیدن آن، به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد و کف دستش به رنگ خون درمیآید. سپس به درد و چالشهایی که در زندگی با آنها مواجه است، اشاره میکند و از این میگوید که برخی از حسرتها و اشکها باعث آسیب به گلها و زیباییهای طبیعت میشود. شاعر همچنین به این نکته میپردازد که محبت و مهر در وجود همه انسانها وجود دارد و این محبت با درد و رنج در هم آمیخته است. در نهایت، او به شکستگی روح و رنگپریدگی ناشی از غم و اندوه اشاره میکند.