نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نه هرکه مرد ازو در جهان اثر ماند

ز صد چراغ یکی زنده تا سحر ماند

ز بس که خون شهیدان ز خاک می‌جوشد

نشان پای در آن کو به چشم تر ماند

بَدم به گل که چو دل‌های بی‌غمان شاد است

خوشم به می که به خونابه جگر ماند

ز ضعف تن شده‌ام آنچنان که افغانم

درون سینه به مرغ شکسته پر ماند

کسی که جانب گلشن رود به گل‌چیدن

چو گل به ناله مرغان باغ، درماند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر اهمیت و ارزش انسان‌ها و اثرگذاری آن‌ها در جهان است. شاعر اشاره می‌کند که نه هر کس که در جهان ظاهر می‌شود، اثر ماندگاری از خود بر جای می‌گذارد. او از شجاعت و ایثار شهیدان صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که یاد پای آن‌ها همیشه در دل‌ها باقی می‌ماند. همچنین، شاعر از شادی دل‌ها و زیبایی گل‌ها می‌گوید و احساسات درونی خود را به تصویر می‌کشد. او به ضعف و درد دل خود اشاره دارد و در پایان، تصویری از تلاش و ناامیدی مرغان باغ را به تصویر می‌کشد که در جستجوی گل و زیبایی هستند. در مجموع، شعر به تاریکی و روشنایی زندگی، اثرگذاری انسان‌ها و زیبایی‌های طبیعی اشاره دارد.