نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی چگونه دلم را پی سراغ شود

که در سراغ دلم خضر بی‌دماغ شود

هلاک مشرب پروانه‌ای شوم که چو صبح

تمام زندگی‌اش صرف یک چراغ شود

فراق روی بتان را طبیعت اجل است

که یک فتیله چو سوزد هزار داغ شود

فرشته‌خوی کند عشق، دیوسیرت را

به گلخن ار گذرد بوی عشق، باغ شود

اگر به گلشن کوی تو بگذرد یک بار

نسیم، باعث ترتیب صد دماغ شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به دنبال کسی است که بتواند به دل او نزدیک شود، اما به نظر می‌رسد که این کار بسیار دشوار است. او به احساس عمیق خود نسبت به عشق و فراق اشاره می‌کند و تصویرهایی از پروانه و چراغ و بتان را به کار می‌برد تا عمق دلتنگی و اشتیاقش را نشان دهد. در نهایت، شاعر بر این باور است که حتی اگر یک بار نسیم به کوی محبوبش بوزد، می‌تواند احساسی عمیق و دلنشین را در دلش ایجاد کند.