نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رنجیدن تو باعث نومیدی من شد

پیراهن امید، مرا بی تو کفن شد

شاید که کسی گوش کند ناله ما هم

بایست هم‌آواز به مرغان چمن شد

معموری منزل بود از صاحب منزل

هرجا که نشستیم دمی، بیت حزن شد

افکند هما سایه ولی بر سر خاکم

شد تیرگی از جامه بختم، چو کفن شد

بهبودی احوال دل از سعی فلک نیست

بر گلخن اگر عشق گذر کرد، چمن شد

ما را نتوان گفت مسافر که به غربت

هرجا که نشستیم به باد تو وطن شد

زان دل نکنم چاک، که بیرون نروی تو

کز نکهت زلف تو دلم رشک ختن شد

سودای دگر نیست میان خط و زلفش

هز فتنه که شد بر سر آن چاه ذقن شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به غم و ناامیدی ناشی از جدایی و دوری از معشوق می‌پردازد. رنجش از دوری معشوق باعث شده که امیدش از بین برود و زندگی‌اش به سوگواری تبدیل شود. او آرزو می‌کند که ناله‌اش شنیده شود و می‌فهمد که در هر جا که می‌رود، حس غم و حزن همراهش است. با وجود اینکه تلاش می‌کند، شرایط و وضعیت قلبش تغییری نمی‌کند و عشقش را همچنان در دل دارد. در نهایت، او احساس می‌کند که نمی‌تواند از عشقش دست بکشد، زیرا محبت و یاد معشوق جزیی از وجودش شده است.