نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بهر هر دیوانه گر ویرانه‌ای پیدا شود

کی من بی‌خانمان را خانه‌ای پیدا شود؟

شمع با آن سرکشیها، تا نگاه واپسین

چشم بر راه است تا پروانه‌ای پیدا شود

از شراب معرفت، نومید نتوان زیستن

پای خم گیریم تا پیمانه‌ای پیدا شود

فیض بسیارست اما فیض‌جویان کمترند

پر بر آرد سنگ اگر دیوانه‌ای پیدا شود

ذره‌ای از دوست خالی نیست پیش عارفان

شمع بسیار است اگر پروانه‌ای پیدا شود

با جوانان می‌کنم پیرانه سر اظهار عشق

تا برای کودکان افسانه‌ای پیدا شود

سعی اگر ناقص نباشد، هیچ‌کس بی‌فیض نیست

خاک هر دهقان که بیزی، دانه‌ای پیدا شود

دست شمشاد از کجا، آرایش زلف از کجا

صبر کن تا درخور مو، شانه‌ای پیدا شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره جستجوی عشق و معرفت و امید به یافتن آن‌ها است. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در دنیای مادی هر فردی ممکن است به دنبال مکانی برای آرامش باشد و در عین حال، عشق و دانایی نیز همواره مورد جستجو هستند. او به تمثیل پروانه و شمع اشاره می‌کند و می‌گوید که شمع (معرفت) منتظر پروانه (عشق) است. همچنین تأکید می‌کند که هرچند فیض و نعمت زیادی وجود دارد، تعداد جویندگان واقعی آن کمتر است. در نهایت، شاعر به تلاش برای به دست آوردن این نعمت‌ها و کرده‌های خالصانه اشاره دارد و می‌گوید اگر کُنش‌ها صحیح باشند، هر کس می‌تواند به فیض برسد. این شعر حاوی پیام امید و صبر برای رسیدن به عشق و معرفت است.