نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

وجودم را نه از آتش، نه از گل پرورش دادند

سراپایم ز نور عشق چون دل پرورش دادند

منه بر سینه داغ عشق، در بیرون چرا سوزی

چراغی کز برای خلوت دل پرورش دادند

به یاد شعله دایم چون دل پروانه در جوشم

نمی‌دانم چرا ترکیبم از گل پرورش دادند

مقام لیلی‌اش در کعبه دل بود، حیرانم

که مجنون را چرا بر ذوق محمل پرورش دادند

گهی فانوس دیرم، گه چراغ کعبه، کز مهرت

چو ماه نو مرا منزل به منزل پرورش دادند

محبت از پی دل برد قدسی را به صحرایی

که خاکش را به خون صید بسمل پرورش دادند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و پرورش روح خود اشاره می‌کند. او می‌گوید که وجودش نه از آتش و نه از گل، بلکه از نور عشق شکل گرفته است. عشق را چون چراغی در دل خود می‌بیند که در خلوتش می‌سوزد. او به یاد شعله عشق مثل پروانه‌ای در حال جوشش است و تعجب می‌کند که چرا وجودش از گل داده شده است. همچنین به عشق لیلی و مجنون اشاره می‌کند و به حیرت از اینکه چرا مجنون را در مسیر عشق قرار داده‌اند، می‌پردازد. در پایان، محبتی را توصیف می‌کند که در صحرایی قدسی با زحمات و فداکاری پرورش یافته است. به طور کلی، این شعر تصویری از ارتباط عمیق عشق و وجود انسان را بیان می‌کند.