شمارهٔ ۲۵۴ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
سوای تو در سینه هر خام نگنجد
خوش باش که این باده به هر جام نگنجد
شوقی که من از دیدن رخسار تو دیدم
در حوصله دیده ایام نگنجد
از نور توام هر بن مو مطلع صبح است
در ملک تنم تیرگی شام نگنجد
وصل تو کجا و من بیظرف که از شوق
در حوصلهام لذت پیغام نگنجد
در سینه عشاق هوس راه ندارد
بت در حرم کعبه اسلام نگنجد
قدسی نبود رنگ وفا در رخ خوبان
در دفتر خوبان ز وفا نام نگنجد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عمیق احساسات عاشقانه و شوقی میپردازد که شاعر نسبت به معشوق خود دارد. شاعر میگوید هیچ احساسی به اندازه عشق و شوق او نمیتواند در دل کسی جای بگیرد. او با اشاره به زیبایی معشوق و تاثیر آن بر زندگیاش، بیان میکند که هیچ ظرفی نمیتواند بار احساسی او را تحمل کند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی و وفا در زیباییهای ظاهری یافت نمیشود و تنها در دل عاشق واقعی جا دارد.