شمارهٔ ۲۵۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کی به بزم عشق، هر لب پی به جام می برد؟
هر تنک ظرفی، به جام دوستی کی پی برد؟
کوی عشق است این نه راه کعبه و دیر مغان
بی دلیلی، خضر ازین جا ره به منزل کی برد؟
وحشیان بر خاک مجنون پر مریزید آب چشم
تا غبارش را صبا شاید به سوی حی برد
بیغمی را همچو خود پیدا کن ای مطرب بگو
کی غم ما را ز دل، آواز چنگ و نی برد؟
رشک دارد بر هم اجزای تنم در مهر دوست
سوزد از غیرت زبانم لب چو نام وی برد
میرود با سر چو پرگار و قدم بر جای خویش
تا مبادا از پی دل، کس به سویش پی برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و جستجوی آن میپردازد. شاعر به توصیف بزم عشق و دوستی میپردازد و اشاره میکند که این مسیر، راهی متفاوت از جستجوی معنوی در مکانهای مقدس است. او به سرگردانی عاشقان و اشتیاق آنها به محبت میپردازد و به چالشهای دل و غم های ناشی از عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر از حسادت و شور و شوق محبت سخن میگوید، به گونهای که احساساتش دستخوش التهاب و پیچیدگی است و به طور کلی پیام شعر حول محور تجربیات عاطفی و عشقهای عمیق و پرتنش میچرخد.