نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جایی که داغ نیست، ز مرهم چه اعتبار

در پیش آفتاب ز شبنم چه اعتبار

چون اعتبار خلق ز بی‌اعتباری است

از اعتبار مردم عالم چه اعتبار

از ساغر تهی چه تمتع برد کسی

از دیده‌ای که نیست در او نم چه اعتبار

چون راه بیش و کم همه بر شارع فناست

از عشرت زیاد و غم کم چه اعتبار

در کشوری که باب بود جنس اشک و آه

از چشم بی‌نم و دل بی‌غم چه اعتبار

نام خرد کسی نبرد در دیار عشق

از روستا، به شهر معظم چه اعتبار

ما را هوای دلخوشی روزگار نیست

غمدیده را ز خاطر خرم چه اعتبار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوعات بی‌اعتباری و بی‌مفهومی می‌پردازد. او می‌گوید که در جایی که رنج و درد وجود ندارد، مرهم و درمان معنا ندارد. همچنین، در برابر زیبایی و خوشی‌های دنیا، ارزش و اعتبار آنها کم‌رنگ می‌شود. او به این نتیجه می‌رسد که خلق و رفتار مردم زمانی اعتبار دارند که آنها خود به درک عمیق‌تری از احساسات و زندگی رسیده باشند. شاعر به اشک و غم اشاره می‌کند و می‌گوید که در جهانی پر از درد، چشمی که بی‌احساس باشد، هیچ اعتبار و ارزشی ندارد. او بر این نکته تأکید می‌کند که خوشی و غم هر دو موقتی‌اند و در نهایت، زندگی با غم و دل‌تنگی‌های بیشتری گره خورده است.