شمارهٔ ۲۸۷ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کام جانم با من و من در پی کامم هنوز
کعبه با خود دارم و در قید احرامم هنوز
کی رسد در عشق، لاف پختگی کس را، که من
همچو خاکستر ز آتش زادم و خامم هنوز
مستی حیرت مرا محروم کرد از ذوق وصل
یار در آغوش و من مشتاق پیغامم هنوز
از تپیدنهای دل دانم که بعد از مرگ هم
وام باید کرد از سیماب، آرامم هنوز
ذوق آغاز محبت بین، که در راه طلب
صرف شد عمر و به شوق اولین گامم هنوز
زانکه بودی مجلس افروزم، شد ایامی و هست
صبح صادق خوشهچین از خرمن شامم هنوز
اول بزم و مرا ساغر ز زهر رشک پر
تا چه خون دل دهد ساقی در انجامم هنوز
میل خاطر، آفت بال است صید عشق را
قدسی از قیدم رها کردند و در دامم هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق یک شخص عاشق و در جستوجوی عشق و وصال اشاره دارد. شاعر در حالی که خود را در قید زینتهای ظاهری (کعبه و احرام) میبیند، حس میکند که هنوز از عشق و لذتهای زندگی بیبهره است. او به چالشهای عشق و ناآرامیهای دل اشاره میکند و ناتوانی از رسیدن به وصال را ابراز میکند. اشاراتی به گذر عمر و تلاش برای پیدا کردن محبت نشاندهنده ناپایدار بودن زندگی و اشتیاق به لحظات نخستین عشق است. در نهایت، شاعر از دوست داشتن و تپشهای دل خود سخن میگوید و نشان میدهد که حتی در میان مشکلات و دردها، هنوز امید و شوق در دل او زنده است.