شمارهٔ ۳۰۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مرده را زنده کند چون سخنآراست لبش
غنچه گلشن اعجاز مسیحاست لبش
سخن از لعل لبش دیر جدا میگردد
بس که آلوده به شیرینی جانهاست لبش
غیرت عشق مرا بین، که چو دیدم رویش
کشت رشکم چو نهان جان ز دلم خواست لبش
هر سخن کز لب دلدار برون میآید
شکرآلوده بود، بس که شکرخاست لبش
هر جفا کز تو رسد بر دل قدسی، خوش باد
آشنا کی به حدیث گلهآراست لبش؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیبایی و تاثیر کلام معشوق میپردازد. شاعر از قدرت زندهکنندگی سخنان معشوق میگوید و لبهای او را به غنچه گلشن اعجاز مسیح تشبیه میکند. او بیان میکند که سخنان این لبها آنقدر شیرین و دلنشین هستند که به سادگی از دل جدا نمیشوند. شاعر به شدت تحت تاثیر زیبایی و جاذبه معشوق قرار دارد و عشقش را بیان میکند. هر سخنی که از لب عشقش بیرون میآید، همچون شکر شیرین و لطیف است و حتی جفاهای معشوق برای او خوشایند است. به طور کلی، این شعر از محبت، زیبایی و تاثیر عمیق عشق سخن میگوید.