شمارهٔ ۳۱۰ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مردم از غیرت، جدا از صحبت اغیار باش
چند روزی هم به رغم غیر، با ما یار باش
بزم مارا همچو شمع از نور عارض برفروز
غیر هم گو امشبی حسرتکش دیدار باش
من نمیخواهم وصالی را که هجرش در پی است
دیده گو خونابه ریز و سینه گو افگار باش
از سر کویت به ناکامی ز رشک مدعی
هرچه باداباد خواهم رفت گو دشوار باش
چند قدسی از می عصیان کشی رطل گران؟
لحظهای هم جرعهنوش جام استغفار باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به التماس و دعوت به لذت بردن از لحظات حال و مهمانی اشاره دارد. شاعر از دوستانش میخواهد که در کنار او باشند و از نور عشق و دوستی بهرهمند شوند. او به غم و حسرتی که ممکن است بعداً به دنبال وصالی بیفتد آگاه است و نمیخواهد که این وصال به هجران منجر شود. شاعر با بیان ناکامیهایی که ممکن است بر سر راهش باشد، نشان میدهد که مصمم است به راه خود ادامه دهد. در نهایت، او به سمت عشق و گناه متمایل است و از دوستانش میخواهد که از لحظههای شیرین و خوشگذرانی غافل نشوند.