نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عشق، هرکس را ز باغی کرده گل در دامنش

ما و دود گلخن و موسی و نار ایمنش

بر ملایک تهمت آتش‌پرستی بسته‌اند

بس که می‌گردند شب تا روز، گرد گلخنش

گلخنی کش طعمه آتش نهال طوبی است

خار و خس بیهوده می‌گردند در پیرامنش

خویش را در عشق او رسواتر از مجنون کنم

گر نباشد باعث رسواشدن، عشق منش

بوسه پیکان تیرش بر لب زخمم حرام

در قیامت گر شود خونم وبال گردنش

لذت آتش‌پرستی بر دل قدسی حرام

گر بود از گوشه گلخن، هوای گلشنش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و شوق به معشوق است. شاعر اشاره می‌کند که عشق هر فردی مانند گلی از باغی به دامنش افتاده است. او به تضاد بین عشق و سوختن در آتش اشاره می‌کند و می‌گوید که ملائم (فرشتگان) به دلیل عشق و آتش‌پرستی او را متهم کرده‌اند. گلخن به عنوان نمادی از عشق و شوق به معشوق معرفی می‌شود که اطرافش پر از خار و خس است، در حالی که خودش از آتش به دور است. شاعر همچنین بیان می‌کند که اگر عشق به معشوق باعث رسوایی‌اش شود، از این رسوایی هراسی ندارد. و در نهایت، لذت عشق را هم‌چون آتش مقدس می‌داند که برای انسان‌ها حرام است، مگر با صداقت و درستکاری در عشق.