نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۳ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دامان عشقِ سلسله مویی گرفته دل

از دست رفته و برِ رویی گرفته دل

تاری نشد ز زلف بتان بیش، قسمتش

چون قطره عرق، بن مویی گرفته دل

تا همچو دیده‌ام نبود کوچه گرد شهر

از پا فتاده و سر کویی گرفته دل

سوز دلم برآورد از آفتاب، دود

این خاصیت ز گرمی خویی گرفته دل

نرگس پیاله‌ها ز کدو کرد آشکار

زان چو پیاله پای کدویی گرفته دل

بردار پنبه و رخ داغم شکفته کن

قدسی مرا گرفته ز رویی گرفته، دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به وصف عاشقانه و احساساتی عمیق پرداخته است. شاعر از دلدادگی و تاثیری که عشق بر دلش گذاشته صحبت می‌کند. او به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشقش همچون دامانی از مو، دلش را در بر گرفته است. همچنین، از درد و سوزی که در دل دارد به خاطر گرمی عشق و زیبایی معشوقش می‌گوید. شاعر به تصویرسازی از زشتی‌ها و زیبایی‌های عشق پرداخته و در نهایت خواهان توجه و محبت از سوی محبوب است.