شمارهٔ ۳۲۸ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به گلشن تنگدل چون غنچه زادم، شادمان رفتم
ندیدم در چمن بوی وفایی، زود از آن رفتم
ز من نشنید نام رنگ و بو، باد صبا هرگز
چو گل یا رب ازین گلشن چرا پیش از خزان رفتم
چو راه عشق طی گردید، یک جا بودشان منزل
چو آواز جرس دنباله هر کاروان رفتم
ندانم از کدامین کو، رساندم چون صبا گردی
که گل بشکفت بر رویم، چو سوی بوستان رفتم
پی هر ذره چون خورشید سر بردم به هر روزن
ندیدم غیر عشق از کعبه تا دیر مغان رفتم
به کوی گلرخان، چون عشق، قدسی پای محکم کن
که من در هجر ایشان از هوس دنبال جان رفتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از غزلیات شاعر، به احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره دارد. شاعر در ابتدا از خوشی و شادمانی خود در گلشن سخن میگوید اما به زودی متوجه میشود که خبری از وفا و محبت نیست و به همین دلیل از آنجا میرود. او از سفر عشق خود یاد میکند که هر جا که میرفته، تنها عشق را یافته و به مقامات مختلف سفر کرده اما باز هم به عشق معشوق فکر میکند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که به خاطر جدایی از معشوق، تمام تلاشش را برای رسیدن به او کرده است و عشقش را در هر مکان و زمان دنبال کرده است.